

نازي قشنگ من ،كفتر خوشرنگ من ،گل باغ عمر من، يار شوخ و شنگ من
اون روزا يادت مياد
منو و تو با بچه ها گرم بازي مي شديم توي آب كوچه ها
وقتي تنها مي شديم سر ميذاشتي رو پاهام دست مي بردي تو موهام قصه مي گفتي برام

شباي سرد زمستون تو منو مهمون مي كردي
وقتي كه نگات مي كردم اشكاتو پنهون مي كردي
مي نشستي كنج دستم، تو چشام نگاه مي كردي
زير لبت آروم آروم ، تو برام دعا مي كردي
آخه من فقير بودم بچه صغير بودم
توي چنگ زندگي مثل يه اسير بودم
ننه ي بدبخت من واستون جارو مي كرد
ظرف مي شست لباس مي شست برفا رو پارو مي كرد
عوضش باباي تو
توي شهر و ملك ما
پيش اون جار مي زدن، همه كله گنده ها
باباتو چون مي ديدم مثل بيد مي لرزيدم
يواشي جيم مي شدم آخه من مي ترسيدم
يه روزي يادت مياد اومدي تو گندما
گفتي من دوست دارم، قد قدرت خدا

وقتي كه بزرگ بشم من ديگه زنت ميشم به قول مادربزرگ وصله ي تنت مي شم
آروم آروم اشك تو مي چكيد رو گونه هام، غم گنگ و سمجي تير كشيد تو شونه هام
نازي جون يادت مياد پدرت با اخم و تخم
منو انداخت تو كوچه سر و تنم شد همه زخم
داد و فرياد زد و گفت : يتيم بي سر و پا
- چي مي خواي تو اين خونه نر غول بي بابا
آخه چند سال كه گذشت من و تو بزرگ شديم
به قول بابا ننت مثل گرگ و ميش شديم
بعد اون وقت نازي جون ، من ديگه دلم شكست
حسرت داشتن تو ، به دلم يهو نشست

من از اول مي دونستم نازي جون
راه سرنوشتمون از هم جداست
فرق بوم خونتون تا بوم ما ، از در منزلتون تابه خداست
نمي خواستم كه دلت چركين بشه ، دل ناز نازي تو غمگين بشه
يا كه ماتم تو دلت لونه كنه غم حسرت به دلت عجين بشه
نازي جون كي مي دونه بي كسي چه درديه ؟!
گشنگي دربه دري چه درديه
غم حسرت كدومه فلك چيه
يتيمي بي پدري چه درديه
نازي جون كي مي دونه فقيري چه درديه
آدمو زار مي كنه زارو بيمار مي كنه
گدا رو خار مي كنه ، زبونو بند مياره
دلو آزار مي كنه ، تنو تبدار مي كنه
نازي جون كي مي دونه غم بيكاري چيه
آدمو خرد مي كنه ،دلشو چنگ مي زنه
آدمو گيج مي كنه ، نونشو خون مي كنه
فكر فردا تو دلش دم به دم زنگ مي زنه
نازي جون كي مي دونه پول چه كارا مي كنه ؟؟
نازي جون كي مي دونه پول چه غوغا مي كنه
مرد و نامرد مي كنه دلا رو سرد مي كنه
جوونو پير مي كنه پيرو برنا مي كنه
نازي جون كي مي دونه پول چه كارا مي كنه ؟؟
كليد هر دريه قفلا رو وا مي كنه
سنگا روآب مي كنه ، آدمو خواب مي كنه
سرا رو خم مي كنه ، خيلي كارا مي كنه
توي اين دل نازي جون دردو غم فراوونه
ولي گفتنش برات دلتو تنگ مي كنه

چي بگم من نازي جون ، خونتو جوش مياره
حالتو زار مي كنه ، سر تو تنگ مي كنه
روزگار بي وفا ، بس كه نارو زد به ما
تا كه چشم بهم زديم ، تورو قاپيد تو هوا
آخه امشب نازي جون........................
كوچه تون چراغونه
توي باغ خونتون شيريني فراونه
ننم هي داد مي زنه ..........................
شب عقد نازيه. ننه جون ، تو هم بيا شب جشن و شاديه

يادمه ننم مي گفت : عيبه مرد گريه كنه
گريه مرد رو مي شكنه
گريه قانون زنه
ولي امشب نازي جون اشك من بي اختيار
مي ريزه رو دومنم مثل بارون بهار

دلم هي شور مي زنه ، همه جا سياه شده
همه حرفات تو دلم كفرو ناسزا شده
حالا فهميدم ننم حرف بي خود مي زنه
عيبه مرد گريه كنه گريه قانون زنه
آخه مرد هم بشره وقتي قلبش مي شكنه ، اشك چشمش در مياد
اشك چشمم در اومد بعد عمري كه گذشت
واسه چشم روشنيت مثل بارون توي دشت
آخه آدم گدا دلش هم گدا مي شه
اگه دوست داشت كسي رو كفر اون خدا ميشه
نازي جون مباركه پير بشين به پاي هم
منم از خدا مي خوام خوب باشين براي هم
.jpg)
نازي جون غصه نخور يه روزي آفتاب تابون در مياد
ابرا رو پس مي زنه از تو زندون در مياد
نازي جون غصه نخور ، همه جا روشن ميشه
باغ خشك قلب ما يه روزي گلشن ميشه
ديگه هيچ كس نمي گه يتيم بي سر و پا
ديگه هيچ كس نمي گه نرغول بي بابا
همه با هم خوب ميشن ، اين رسوم كهنه رو همشون دور مي ريزن
ديگه هيچ كس نمي گه " پدرم فلان كسه"
جاي اين تاريكي ها همه جا نور مي ريزن
گرگاي آدم نما ، همشون زنجير ميشن
هر چي درد و دغل ، همشون پارو ميشه
هر چي جنس بدله همشون جارو ميشه
ملكمون تميز ميشه پولا انبار نمي شه
همه با هم پيش ميرن كسي بيكار نمي شه
پسرا با دخترا دست به دست هم ميرن
شاد و آزاد و قشنگ همگي با هم ميرن
شايد هم يه روز بياد ، دخترم عروس بشه
عروس خونه ي تو ، عروس و ملوس بشه
جوونا داد بزنيد شب عقد نازيه
بچه ها شادي كنين شب جشن و شاديه

|